اعضای هیأت رئیسه سال دوم هشتمین دوره هیأت مدیره کانون وکلای لرستان تعیین شدند
وکالت اجباری، مطالبهای برای حمایت همزمان از مردم، نظام قضایی و وکلا
رایزنیهای رئیس کانون وکلای دادگستری با روسای فعلی و آینده IBA و کانونهای وکلای جهان در حاشیه اجلاسIBA 2026
انعقاد تفاهمنامه همکاری میان کانون وکلای ایلام و دانشگاه علمیکاربردی کانون وکلای مرکز
فراخوان انتشار دومین شماره ویژهنامه تخصصی دبیرخانه ملی منع تبعیض و خشونت علیه زنان
وکلای جوان وارد شده از مسیر قانون تسهیل، تهدید نیستند؛ فرصتی برای آینده نهاد وکالت به شمار میآیند
بررسی زمینههای توسعه همکاری میان کانونهای وکلای ایران و دانمارک
چالشهای دادرسی عادلانه از نگاه وکلای خراسان؛ از قوانین قدیمی تا ابهام در رویههای قضایی
تداوم نگاه کاسبکارانه و بهظاهر اقتصادی و نظارتهای فرا قانونی، نهاد وکالت را از درون تهی و بیمحتوا خواهد کرد. در این شرایط استقلال وکیل جنبه تشریفاتی و تزئینی خواهد داشت و صد البته دود این بدعتها و مصیبتها به چشم ملت خواهد رفت
استقلال نهاد وکالت به معنای خروج از نظم نوین اجتماعی و عدم پاسخگویی وکلا و کانون وکلای دادگستری نیست، بلکه به این معناست که وکیل به دور از فشارهای سیاسی و غیر آن بتواند به بهترین شکل ممکن جهت احقاق حقوق آحاد مردم اقدام و قیام کند. بنابراین، استقلال وکیل به معنی استقلال توأم با پاسخگویی در راستای ایجاد نظم و عدالت اجتماعی است
برای ایفای مسئولیتها در کنار قاضی مستقل، نهاد وکالت هم باید با استقلال و به دور از دخالت حاکمیت بتواند وکلای مستقلی تربیت کرده که با فراغ بال و بدون هیچگونه مزاحمت و دغدغهای امر دفاع را بر عهده بگیرند و به این دلیل است که میگوییم عدالت قضایی بدون حضور وکیل مستقل و توانمند محقق نخواهد شد
در جامعه ایران برخلاف دیگر جوامع، استفاده از خدمات وکالت چه در حوزه گرفتن مشاوره و چه در رابطه برای نوشتن لایحه و دفاع در دادگاه هنوز نهادینه نشده است. گرداگرد هر کدام از ما موارد بسیاری وجود دارد که نشان میدهد مراجعه به وکیل دادگستری و کمک گرفتن از او گزینه آخر اغلب شهروندان است
دادرسی عادلانه یا منصفانه در کنوانسیونها و قواعد دادرسی کیفری، معیارهایی دارد که مهمترین تضمین رعایت این معیارها در مفهوم استقلال وکیل و کانون وکلا متبلور میشود.
دادگاه نماینده حاکمیت است و هر چند دادستان به عنوان مدعیالعموم حاضر است، اما در عمل تنها وکیل، نماینده مردم خواهد بود، چراکه وکیل تنها کسی است که در کنار متهم میایستد تا از تضییع حق او ممانعت کند و باید گفت که شغل وکالت ارتباط ناگسستنی با حقوق ملت دارد، که اگر چنین نباشد نهاد وکالت تنها یک نهاد صنفی خواهد شد، نه یک نهاد مدنی
عمیقا به این جمله معتقدم که وکالت یک رسالت است. کارآموزان وکالت اگر به حرفه وکالت صرفا به عنوان یک شغل بنگرند نه تنها وکیل موفقی نمیشوند، بلکه به زودی فرسوده و دلسرد نیز خواهند شد؛ دادگستری با محیط پراضطراب، پرچالش و فرمایشیاش خانه دوم یک وکیل بهشمار میآید
هرچه وکلا و کارآموزان وکالت توانمندتر باشند میتوان انتظار داشت که نهاد وکالت به عنوان یکی از حلقههای اتصال مردم و حاکمیت در انجام مسئولیت خود موفقیت بیشتری به دست آورد.