وجود اتحادیه سراسری کانونهای وکلای دادگستری ایران ضرورتی اجتنابناپذیر برای دادرسی عادلانه است
توافق کانون وکلای دادگستری کرمانشاه و دادگستری استان برای تسهیل تردد وکلا
شفافیت یک فضیلت حکمرانی است و مخاطب آن، نهادهای دارای قدرت و حاکمیت هستند
تأکید بر گسترش همکاریهای کانون وکلای یزد و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان در حمایت از حقوق کودک
تشکیل شورای هماهنگی امور حقوقی دستگاههای اجرایی استان گلستان به پیشنهاد کانون وکلای گلستان
انعقاد تفاهمنامه همکاری میان کانون وکلای اصفهان و سازمان عمران شهرداری اصفهان
وکلای دادگستری شریک راهبردی حکمرانی قضایی دادهمحور هستند
کانون وکلای دادگستری مرکز و پژوهشگاه قوه قضائیه تفاهمنامه همکاری مشترک امضا کردند
کانونهای وکلا در ایران در حوزه عمومی به عنوان یک صنف اجتماعی و مدنی، نقش مهمی در روند شکلگیری و اجرای عدالت حقوقی دارند که این مهم، از طریق حضور وکلای متعهد و حقطلب در پروندهها محقق خواهد شد
پر واضح است حتی چنانچه کاملترین و بینقصترین قوانین ماهوی را داشته باشیم بدون وجود قوانین شکلی و اجرای دادرسی منصفانه، تحقق عدالت قضایی در روند رسیدگی امری غیرممکن است
تداوم نگاه کاسبکارانه و بهظاهر اقتصادی و نظارتهای فرا قانونی، نهاد وکالت را از درون تهی و بیمحتوا خواهد کرد. در این شرایط استقلال وکیل جنبه تشریفاتی و تزئینی خواهد داشت و صد البته دود این بدعتها و مصیبتها به چشم ملت خواهد رفت
استقلال نهاد وکالت به معنای خروج از نظم نوین اجتماعی و عدم پاسخگویی وکلا و کانون وکلای دادگستری نیست، بلکه به این معناست که وکیل به دور از فشارهای سیاسی و غیر آن بتواند به بهترین شکل ممکن جهت احقاق حقوق آحاد مردم اقدام و قیام کند. بنابراین، استقلال وکیل به معنی استقلال توأم با پاسخگویی در راستای ایجاد نظم و عدالت اجتماعی است
برای ایفای مسئولیتها در کنار قاضی مستقل، نهاد وکالت هم باید با استقلال و به دور از دخالت حاکمیت بتواند وکلای مستقلی تربیت کرده که با فراغ بال و بدون هیچگونه مزاحمت و دغدغهای امر دفاع را بر عهده بگیرند و به این دلیل است که میگوییم عدالت قضایی بدون حضور وکیل مستقل و توانمند محقق نخواهد شد
در جامعه ایران برخلاف دیگر جوامع، استفاده از خدمات وکالت چه در حوزه گرفتن مشاوره و چه در رابطه برای نوشتن لایحه و دفاع در دادگاه هنوز نهادینه نشده است. گرداگرد هر کدام از ما موارد بسیاری وجود دارد که نشان میدهد مراجعه به وکیل دادگستری و کمک گرفتن از او گزینه آخر اغلب شهروندان است
دادرسی عادلانه یا منصفانه در کنوانسیونها و قواعد دادرسی کیفری، معیارهایی دارد که مهمترین تضمین رعایت این معیارها در مفهوم استقلال وکیل و کانون وکلا متبلور میشود.
دادگاه نماینده حاکمیت است و هر چند دادستان به عنوان مدعیالعموم حاضر است، اما در عمل تنها وکیل، نماینده مردم خواهد بود، چراکه وکیل تنها کسی است که در کنار متهم میایستد تا از تضییع حق او ممانعت کند و باید گفت که شغل وکالت ارتباط ناگسستنی با حقوق ملت دارد، که اگر چنین نباشد نهاد وکالت تنها یک نهاد صنفی خواهد شد، نه یک نهاد مدنی